Wednesday, October 02, 2013

چند شعر همراه با زندگینامۀ اینگرید یونکرIngrid Jonker، شاعر هلندی تبارِ افریقای جنوبی- برگردان فارسی: گیل آوایی


شعر زیبایی از اینگرید یونکر، شاعر افریقای جنوبی که نلسون ماندلا در مراسم سوگندش برای ریاست جمهوری در سال 1994 تماما خواند و این شاعر حساس و مترقی و انسانگرای افریقای جنوبی را ستود. این شعر معروفیت جهانی یافت. 
شعر کودک و چند شعر دیگر همراه با زندگینامۀ این شاعر در هنر و ادبیات پرس لیت با فورمات پی دی اف منتشر شده است. برای خواندن و دریافت آن به نشانی زیر مراجعه فرمایید.
  http://perslit.com/gilavaei_ingrid_jonker-poems-biography.pdf
با مهر
گیل آوایی
این کودک نمرده است
به کودکی که با تیر سربازان به سرش در نیانگا[1] کشته شد.

این کودک نمرده است، نه نمرده است!
این کودک مُشتش را در برابرمادرش بالا می برد
که فریاد می زند افریقا
بوی آزادی و علف
در جای جای قلب محاصره شده اش

این کودک دستش را دربرابر پدرش بالا می گیرد
در حماسۀ نسلهایی که
فریاد زدند افریقا
عطر عدالت و خون
در خیانهای غرور مسلح اش

این کودک نمرده است
نه در لانگا[2] نه در نیانگا
نه در اورلاندو[3] نه در شارپویل[4]
نه در پاسگاه پلیسِ فیلیپی[5]
جایی که دراز شده با گلوله ای در سرش

این کودک سایه سربازان است
آماده با توحشِ تفنگها و باطومها
این کودک در همۀ گردهمایی ها و قانونگذاریها حاضر است
این کودک از میان پنجره ها و درون قلبهای مادران نگاه می کند
این کودک که می خواست فقط در آفتاب نیانگا بازی کند همه جا هست
این کودک که مردی شده است به سراسر افریفا سفر می کند
این کودک که تنومند شده است به همۀ جهان سفر می کند

بی گذرنامه
 THE CHILD WHO WAS SHOT DEAD BY SOLDIERS IN NYANGA
The child is not dead
the child raises his fists against his mother
who screams Africa screams the smell
of freedom and heather
in the locations of the heart under siege

The child raises his fists against his father
in the march of the generations
who scream Africa scream the smell
of justice and blood
in the streets of his armed pride

The child is not dead
neither at Langa nor at Nyanga
nor at Orlando nor at Sharpeville
nor at the police station in Philippi
where he lies with a bullet in his head

The child is the shadow of the soldiers
on guard with guns saracens and batons
the child is present at all meetings and legislations
the child peeps through the windows of houses and into the hearts of mothers
the child who just wanted to play in the sun at Nyanga is everywhere
the child who became a man treks through all of Africa
the child who became a giant travels through the whole world
Without a pass



[1] NYANGA
[2] Langa
[3] Orlando
[4] Sharpeville
[5] Philippi

Tuesday, October 01, 2013

ده قاعده برای داستان نویسی از نگاه نویسندگان مختلف- ترجمه گیل آوایی



آنچه در این کتاب می خوانید، نظرات سی نویسندۀ انگلیسی زبان در رابطه با چرایی و چگونگیِ داستان نویسی ست که گاردین آن را در دو بخش منتشر کرده است. آن را به فارسی برگردانده ام با این نگاه که آشنایی با نظرات نویسندگان حرفه ایِ غیر فارسی زبان، می تواند برای دوستداران و علاقمندانِ به داستان و داستان نویسی مفید و حتی الهام بخش باشد. اینبار نیز به روال همیشگی ام متن انگلیسی را با ترجمه فارسی همراه کرده ام که هم امکان انطباق فراهم باشد و هم مورد استفادۀ احتمالیِ علاقمندان زبان انگلیسی قرار گیرد. اینکه چه از آب در آمده باشد، به شما خوانندگان گرامی وا می گذارم اگر چه ترجمه از سوی این قلم را بحساب وسوسه های هر ازگاهی ای بگذارید که مرا با خواندن متنی به ترجمۀ آن می کشاند وگرنه هیچ انگیزه وُ خواست وُ هدفی برای اسم وُ رسم وُ ترجمه وُ مترجمی یا هر اتیکت و عنوانی به این معنا در من نیست.

با مهر و احترام


گیل آوایی
gilavaei@gmail.com
دوشنبه ۸ مهر ۱۳۹۲ - ۳۰ سپتامبر ۲۰۱۳

این کتاب نیز با فورمات پی دی اف منتشر شده است.  برای دریافت ( دانلود) آن همینجا کلیک کنید.

Wednesday, September 04, 2013

شیشه دلها - کریستینا پری - برگردان فارسی: گیل آوایی



 شیشه دلها
کریستینا پری
برگردان فارسی: گیل آوایی

نه نمی توانم یک گام دیگر بسوی تو بردارم
زیرا حسرت همۀ چیزی است که د رانتظار من است
آیا نمی دانی دیگر روح سرگردان تو نیستم
عشق را باختی من بیشترین عشق را داشتم

آموخته ام نیمه زنده زندگی کنم
و حالا تو مرا یک بار دیگر می خواهی

و فکر می کنی که هستی؟
ولگردی و زخمها برجای گذارشتن"
شیشه های دل جمع می کنی
و عشق از هم پاره می کنی
سرما خواهی خورد
از سرمای یخی که در درون خودت داری
پس دنبال من نیا
فکر می کنی که هستی؟

می شنوم که از این و آن می پرسی
هرجا که پیدا شدنی باشم
اما یاد گرفته ام خیلی قوی باشم
اینکه دوباره در آغوش تو بیافتم

و آموخته ام نیمه زنده زندگی کنم
اینک تو مرا یکبار دیگر می خواهی

و فکر می کنی که هستی؟
ولگردی و زخمها برجای گذارشتن"
شیشه های دل جمع می کنی
و عشق ار هم پاره می کنی
سرما خواهی خورد
از سرمای یخی که در روح خودت داری
پس دنبال من نیا
فکر می کنی که هستی؟

و زمان زیادی طول کشید تا احساس کنم که روبراه هستم
بیاد آر چطور روشنایی به چشمانم باز گرداندم
کاش نخستین بار که بوسیدیم را از دست می دادم
زیرا تو همه قولهایت را شکستی
و حالا بازگشته ای
تو مرا دوباره نخواهی داشت

و فکر می کنی که هستی؟
ولگردی و زخمها برجای گذارشتن"
شیشه های دل جمع می کنی
و عشق ار هم پاره می کنی
سرما خواهی خورد
از سرمای یخی که در روح  خودت داری
پس اصلا  دنبال من نیا
فکر می کنی که هستی؟

و فکر می کنی که هستی؟
ولگردی و زخمها برجای گذارشتن"
شیشه های دل جمع می کنی
و عشق ار هم پاره می کنی
سرما خواهی خورد
از سرمای یخی که در روح  خودت داری
پس اصلا  دنبال من نیا
فکر می کنی که هستی؟

فکر می کنی که هستی؟
فکر می کنی که هستی؟
فکر می کنی که هستی؟

"Jar Of Hearts"
CHRISTINA PERRI

No, I can't take one more step towards you
'Cause all that's waiting is regret
Don't you know I'm not your ghost anymore
You lost the love I loved the most

I learned to live half alive
And now you want me one more time

And who do you think you are?
Runnin' 'round leaving scars
Collecting your jar of hearts
And tearing love apart
You're gonna catch a cold
From the ice inside your soul
So don't come back for me
Who do you think you are?

I hear you're asking all around
If I am anywhere to be found
But I have grown too strong
To ever fall back in your arms
And I've learned to live half alive
And now you want me one more time

And who do you think you are?
Runnin' 'round leaving scars
Collecting your jar of hearts
And tearing love apart
You're gonna catch a cold
From the ice inside your soul
So don't come back for me
Who do you think you are?
And it took so long just to feel alright
Remember how to put back the light in my eyes
I wish I had missed the first time that we kissed
'Cause you broke all your promises
And now you're back
You don't get to get me back

And who do you think you are?
Runnin' 'round leaving scars
Collecting your jar of hearts
And tearing love apart
You're gonna catch a cold
From the ice inside your soul
So don't come back for me
Don't come back at all
And who do you think you are?
Runnin' 'round leaving scars
Collecting your jar of hearts
Tearing love apart
You're gonna catch a cold
From the ice inside your soul
Don't come back for me
Don't come back at all
Who do you think you are?
Who do you think you are?
Who do you think you are?



Sunday, July 14, 2013

حقیقت امروز ما و پرسش بچه ام - گیل آوایی



بچه ام از من پرسید: بابا این شعر رو واسه ام ترجمه کن میخوام بدونم چیه!
برایش ترجمه کردم و او خواند. سپس پرسید: چه چیزی باعث شد این شعر رو بگی؟
فقط نوشتم: انقلاب 1979. بلافاصله جواب داد:
- پس خوب فهمیدم!!!!!!

حقیقت امروز ما

فاجعه فردای توست

همانسان که دیروز

سخت سرانه پا کوبیدیم

ما

آرزوهای بزرگ را

در خونبارترین انتحار خویش

به سلاخ داده ایم

خاک

تنها مامن ما شد

تا دستها

چونان جنگلِ تاراج شده

شهادت دهند

کین خاورانها

خوش باوری ما بود

Our these days truth
Is the disaster of your future (tomorrow)
As we stubborn insisted yesterday
We have given our biggest wishes to the butcher
In our bloodiest suicide!
Our graves became the only shelter to us
So our hands as a plundered forest
testify that these graveyards are the simple-heartedness of us!

Tuesday, July 02, 2013

هفت شعر از ورا پاولوا - برگردان فارسی: گیل آوایی




هفت شعر از  ورا پاولوا Vera pavlova
( برگردان انگلیسی از روسی توسط استیون سیمُور Steven Seymour
برگردان فارسی: گیل آوایی

1
فکر می کنم وقتی می آید زمستان خواهد بود.
از سفیدای غیرقابل تحمل جاده
نقطه ای پدیدار خواهد شد چنان سیاه که چشمها تار می شوند
و نزدیک شدنش  مدت درازی طول خواهد کشید
نبودنش را با آمدنش متناسب( جبران م) خواهد کرد
و مدتهای طولانی همچون نقطه ای باقی خواهد ماند.
یک نطقه سیاه؟ یک سوزش در چشم؟ و برف.
چیزی بجز برف نخواهد بود.
و او پرده برفین را کنار خواهد زد.
اندازه ای وُ سه فرامون بدست خواهد داد
به نزدیکتر شدن ادامه می دهد نزدیکتر.......
محدودیت این است، نمی تواند نزدیکتر برسد. اما به رسیدن ادامه می دهد
اینک گسترده تر از آن است که به اندازه در آید.......

2
 اگر چیزی باشد که آرزو شود
چیزی برای تاسف خواهد بود
اگر چیزی برای تاسف باشد
چیزی برای بیاد آوردن خواهد بود
اگر چیزی برای یادآوردن باشد
هیچ چیز برای تاسف نبود
اگر هیچ چیز برای تاسف  نبود
هیچ چیز برای آرزو کردن نبود.

3
بگذار همدیگر را لمس کنیم.
وقتی هنوز دستهایی داریم.
کف دست، ساعد، آرنج.....
بگذار یکدیگر را بخاطر بینوایی دوست بداریم.
یکدیگر را شکنجه کنیم، زجر دهیم، زشت کنیم، ناکارا کنیم.
بهتر بیاد آوریم.
با درد کمتر از هم جدا کنیم.

4
ثروتمندیم: هیچ چیز برای از دست دادن نداریم.
پیریم: جایی نداریم به آنجا شتاب کنیم.
ما بالشهای گذشته را باد می کنیم
خاکسترِ روزهایی که می آیند، بهم می زنیم.
در باره مهمترینها حرف می زنیم.
همچنانکه روشنای تنبلِ روز، محو می شود،
من ترا گور خواهم کرد و تو مرا.

5
گفتگو با بزرگان

گفتگو با بزرگان
به تلاشی برای کنار زدن چشمبندشان
به مکاتبه ای با کتابها
به تلاشی برای نوشتن شان
ویرایش احکام مقدس
و ساعات نیمه شبانه
زدن بر دیواری با ساعت حرف زدن
در سلول انفرادی جهان

6
عاشق هستم پس برای زیستن آزادم

عاشق هستم پس برای زیستن آزادم
با قلبم همچون که نوازش می کنم
یک روح از سرشاری سبکبال می شود
سنگین وقتی تهی ست.
روح من سبک است. از رقص درد بتنهایی نمی ترسد.
برای اینکه زاده شدم
پیراهن تو برتن،
با همان پیراهن پوشیده،
 از مرگ خواهد آمد.

7
تکثیر در یک جدول از ام تا اف

تکثیر در یک جدول از"م"تا " ف"
آیا یکی دوتا نتیجه بدست  می آریم؟
باشد که تن به روح چسبیده بماند.
باشد که روح تن بترساند
بیش از اندازه می خواهم؟ من فقط آرزو می کنم
بوتۀ مهربانی یادمانها را ذوب می کرد و من می خوابیدم، گونه ام
چسبیده به پشت تو  چنانکه بر ترک موتور نشسته ایم.

برگرفته از سایتهای انگلیسی زبان در اینترنت

POEMS by Vera pavlova
(Translated, from the Russian, by Steven Seymour.)

1
I think it will be winter when he comes.
From the unbearable whiteness of the road
a dot will emerge, so black that eyes will blur,
and it will be approaching for a long, long time,
making his absence commensurate with his coming,
and for a long, long time it will remain a dot.
A speck of dust? A burning in the eye? And snow,
there will be nothing else but snow,
and for a long, long while there will be nothing,
and he will pull away the snowy curtain,
he will acquire size and three dimensions,
he will keep coming closer, closer . . .
This is the limit, he cannot get closer. But he keeps approaching,
now too vast to measure . . .

2
If there is something to desire,
there will be something to regret.
If there is something to regret,
there will be something to recall.
If there is something to recall,
there was nothing to regret.
If there was nothing to regret,
there was nothing to desire.

3
 Let us touch each other
while we still have hands,
palms, forearms, elbows . . .
Let us love each other for misery,
torture each other, torment,
disfigure, maim,
to remember better,
to part with less pain.

4
We are rich: we have nothing to lose.
We are old: we have nowhere to rush.
We shall fluff the pillows of the past,
poke the embers of the days to come,
talk about what means the most,
as the indolent daylight fades.
We shall lay to rest our undying dead:
I shall bury you, you will bury me.

5
To converse with the greats

To converse with the greats
by trying their blindfolds on;
to correspond with books
by rewriting them;
to edit holy edicts,
and at the midnight hour
to talk with the clock by tapping a wall
in the solitary confinement of the universe.

6

I am in love, hence free to live

I am in love, hence free to live
by heart, to ad lib as I caress.
A soul is light when full,
heavy when vacuous.
My soul is light. She is not afraid
to dance the agony alone,
for I was born wearing your shirt,
will come from the dead with that shirt on.

7

Multiplying in a column M by F

Multiplying in a column M by F
do we get one or two as a result?
May the body stay glued to the soul,
may the soul fear the body.
Do I ask too much? I only wish
the crucible of tenderness would melt
memories, and I would sleep, my cheek
pressed against your back, as on a motorbike . . .


Monday, July 01, 2013

من انسانم- فارسی با برگردان فرانسه



این شعر همراه با یکی دو شعر دیگرم در جشنواره ی شعر/تئاتر/موسیقی پاریس خوانده شد که اینجا با شما قسمت می کنم
من انسانم
گیل آوایی
1 فوریه 2011

نه خرمن
نه پتک
نه جنگل
نه تفنگ
نه مشت
نه سیاهی لشکر
انسانم
داد ِمن بیداد نیست
خاک ِمن نه از برای مرگ
خاک من نه از برای گور
خاک من
برای زندگیست
همچون هر نفس از اسمان بی دریغ
همچون هر گام بر خاک تا بی نهایت مهر

من انسانم
بندگی هیچ اللهی از من نیست
و نیستم از آن هیچ اللهی هم
آفرینش مرا به الله ربط داده اند
به هراس از هر انکار
و من  بی هراس
هیچ اللهی به رسمیت نمی شناسم
من
انسانم

زندگی به مرگ
حقارت عریانیست به انسان بودنم
تفسیری وارونه از بایسته های من

من انسانم
این جهانی ام
فلسفه ی وجودی من زندگی ست
با مرگ برای بودنم بیگانه ام
کرامت من بالندگی من است
عشق جاودانگی من
آرزوهای من
آبی بی انتهای زیبایی ستودن

پیوند  آب و آتس وباد و خاک
و رستگاری من
پاکی ِهمه ی من است
نشانه ی انسان بودن
وانسانی زیستن

من انسانم
نه خرمنی برای غارت
نه پتکی برای نان که بمانم
جنگلی نیستم از برای جنگ که حقی بستانم
خود بستایم
من انسانم
به تمامی ِ زنده بودن و زندگی
در پیچ و تاب هیچ اما و اگری
تعریفم نیست
انسانم.

Moi je suis l’humain
par GilAvaei
traduit par Farahnaz Djafari-Leblais

Moi je suis l’humain
Moi  je suis l’humain
Non la meule de blé
Non le marteau de forgeron
Non la jungle
Non le fusil
Non le poing
Non le figurant
Suis l’humain

Mon cri n’est pas la violence
Ma contrée ne se destine pas à la mort
Ma contrée  ne se destine pas à la tombe
Ma contrée se destine à la vie
De même que chaque souffle du ciel sans regret
De même que chaque pas sur la terre de l’infinie  bienveillance

Moi je suis l’humain
Dévotion d’aucun Allâh n’est  de moi
Et j’en appartiens non plus à aucun
Par peur d’un quelconque désaveu
Ma création on la lie à Allâh
Et moi sans crainte  ne m’en adhère à aucun

Moi je suis l’humain
La vie au prix de la mort
Serait le pur dédain à l’encontre de mon humanité
Serait le revers de l’exégèse de mes devoirs

Moi je suis l’humain
Je suis de ce monde
La philosophie de mon existence est la vie
Pour exister je suis étranger avec la mort
Ma générosité est mon orgueil
L’amour est mon éternité
Mes désirs
Le bleu infini vénération du beau
L’assemblage  de l’eau du feu du vent et de la terre
Et ma délivrance
Est la pureté de tout mon être
Mon repère d’être humain
Et de vivre humain

Moi je suis l’humain
Non la  meule de blé à pillage
Non le marteau de forgeron pour  le pain afin de subsister
Je ne suis pas la jungle destinée à la guerre aux fins de passe- droits
Afin de me vanter

Moi je suis l’humain
A l’intégrité d’être vivant et la vie
Ma définition n’est pas  dans les tortueux recoins d’aucuns doute et crainte
Suis l’humain
Suis l’humain

Friday, June 07, 2013

فیلمنامۀ نجوا گراسب The Horse whisperer-screenplay برگردانِ فارسی: گیل آوایی

نجواگر اسب
 T H E   H O R S E   W H I S P E R E R

فیلمنامه از اریک راث
Eric Roth
بازنگری از ریچارد لاگریوینیز
 Richard LaGravenese
بر اساس رمانی از نیکولاس ایوانس
 Nicholas Evans
دومین نسخه، 1ژانویه 1997
برگردان فارسی: گیل آوایی
جون 2013
کارگردان: رابرت ردفورد
 Robert Redford
نقش آفرینان: رابرت رد فورد در نقش جان بوکر
Robert Redford as Tom Booker
کریستین اسکات توماس
 Kristin Scott Thomas as Annie MacLean
اسکارلت جانسن در نقش گریس مک لین
carlett Johansson as Grace MacLean  
کیت باسورث در نقش جودیت
  Kate Bosworth as Judith

Saturday, May 25, 2013

فیلمنامۀ " پُلهای مدیسن کانتی" نوشتۀ ریچارد گریونیز- برگردان فارسی: گیل آوایی



پلهای مدیسن کانتی، فیلمنامه The Bridges of Madison County
نویسنده: ریچارد گریونیز Richard LaGravenese
براساس رمانی به همین نام اثر رابرت جیمز والر Robert James Waller
برگردان فارسی: گیل آوایی

Thursday, May 09, 2013

مجموعۀ چهارداستان از سه نویسنده - برگردان فارسی: گیل آوایی



یک اشاره بر این ترجمه:
چهار داستان از سه نویسنده، دوریس لسینگ Doris Lessingدو داستان، روبرتو بولانو Robert‌Bolaño‌و لئونارد مایکلز Leonard Michaels، هر کدام یک داستان، را در این مجموعه قرار داده و منتشر کرده ام.
به روال همیشگیِ ترجمه هایم، تلاش کرده ام زبان داستانیِ نویسنده و نیز همخوانیِ متن فارسی با اصل داستان، حفظ شود.
جهت سهولت در تلفظ اسامی، مترادف انگلیسیِ آنها و نیز دانسته هایی در رابطه با برخی واژه ها یا اسمها را بصورت پانویس در هر صفحه قرار داده ام که در اصل متن چنین توضیحاتی نبوده است.
متن اصلی(انگلیسی) را هم بدنبال هر متنِ فارسی قرار داده ام شاید به کار آمد.
این که چه از کا ردر آمده باشد، به شما خواننده گرامی وا می گذارم.

با مهر

گیل آوایی
ماه مه 2013/اردیبهشت 1392

مجموعۀ فوق در برگیرنده خلاصه ای از زندگینامۀ نویسندگان و داستانهای زیر است:
زندگینامه دوریس لسینگ
اتاقی از آن خود، دوریس لسینگ
حمله ملخها، دوریس لسینگ
اشاره ای به زندگینامه روبرتو بولانو
تجسم لالو کورا، روبرتو بولانو
اشاره ای به زندگینامه لئونارد مایکلز
کریپتولوژی، لئونارد مایکلز

 برای دانلودِ این مجموعه همینجا کلیک کنید