Thursday, April 25, 2019

چند هایکو/ ترجمه از انگلیسی به فارسی:گیل آوایی- 8 آگوست 2001

چند هایکو
ترجمه از انگلیسی به فارسی:گیل آوایی
 8 آگوست 2001

از شیکی ماسااوکا
1
پس از کشتن عنکبوت
در سرمای شب
چه احساس تنهایی می کنم.

2
برای عشق و نفرت
مگسی را کشتم
و آن را به مورچه ای هدیه کردم.
.
از تاکاهاما کیوشی
3
یک گل داوردی پژمرده
و هنوز آیا چیزی در آن نمانده است؟

4
کلامی می گوید
کلامی می گویم
پاییز عمیق تر می شود.
5
از بادی که می وزد بپرسید
کدام برگ در نوبت بعدی از درخت جدا می شود.
6
جیرجیرک طلایی را در تاریکی پرت می کنم
و عمق شب را حس می کنم
.
از: ری زان
7
دختران شالیزار
آنچه که گل آلود نیست
آوازهای شماست

.
از ریوسویی
(1691 – 1758)
8
در تمام این سرما
آیا ماه نیز می خوابد؟
ماهی که در آن حوض است!


برای دریافت/دانلود کردن این کتاب اینجا کلیک کنید. 

Thursday, February 28, 2019

Sometimes-GilAvaei


گاه
می زنی کنار پردۀ تنهاییت!
باز می کنم پنجره ای.

من در نگاه تو می آیم،
تو به پرواز پرنده ای
که مات کرده است مرا.

نه!
باور کن
ما
تنها نیستیم نه نیستیم ما!

Sometimes
You pull a side the curtain of your solitude (loneliness)
And I open a window.

I show up in your sight
You come to the flight of a bird which amazed me.

NO!
Believe it
We are not alone. No we are not!
 


Monday, February 18, 2019

It's the sorrowful story... Amigo!-GilAvaei


ماجرای اندوهباریست
ما را وُ روزگار ما! دوست من!
باور نمی کنی!؟

آن که بر موج هیاهو روان است،
بودنِ خویش استمناء می کند!
دریغا
روز از پیِ روز
در لفافِ مهربانی می پیچیم لبخندی!
که اینش ریشخندیست انگار!
همچون نگاه خیره مان در آینۀ خویش
بی هیچ آهی شاید!

ما
خداوندانِ حرفهای بیهوده ایم!

دلم گرفته است دیری
خلوتِ خود دل داده ام خلوتی!
آه آری آری خلوتی دل داده ام!
می دانی!؟

5 ژانویه  2019
It's the sorrowful story of us and our time! Amigo!
Don't you believe it!?
That who is on the stream of populism
Is wanking( masturbating) his/her existence ( being )!

What a shame
day by day
We pack kindness in a smile
Which seems a mocking to!,
Just like staring ourselves at the mirror
Without an AH! Perhaps!

We are the lords of nonsense words!

It's quite sometime that I'm in a sorrowfulness,
Cloistered Amazed  to my solitude!
Ah yes yes
Cloistered amazed solitude!
 you know!?

Tuesday, February 12, 2019

دیدی یک وقت - گیل آوایی


دیدی یک وقت پیدایم شده است
سایه واری،گام به گام!

نُتِ زمزمه ای حتی، از آوازهای خلوتت!

می بینی یک وقت تُوی تو شده ام

انگار که نسیمی
خنکایش را می چشی
از پوست گُر گرفته ات!

دنیای دیگری شده است

یعنی

جورِ دیگریست این روزها
!
شده ایم کسی که هیچکس نیست
!
Once you may find me out showing up,
 a shadow like,
step by step
Even the  note of a whispering
In your solitude songs
You find me out becoming part of you
A breezing like
You taste its freshness on your skin

Well!
It's a different world
Another world these days
We've become the one who is none!

Monday, February 04, 2019

سرآمد-داستان از هاروکی موراکامی- ترجمه فارسی: گیل آوایی

  سرآمد
هاروکی موراکامی/ ترجمه از زبان ژاپنی به انگلیسی: فیلپ گابریل
ترجمه فارسی:گیل آوایی / دوشنبه ۱۵ بهمن ۱۳۹۷ - ۴ فوريه ۲۰۱۹ / هلند


دیگر آثار هاروکی موراکامی که به فارسی ترجمه و منتشر کرده ام:

1
غارِ بادی 
هاروکی موراکامی 
ترجمه فارسی: گیل آوایی

2
کینو
نویسنده: هاروکی موراکامی
ترجمه فارسی: گیل آوایی

3
مجموعه ای از داستانهای هاروکی موراکامی
ترجمه فارسی: گیل آوایی

Friday, November 23, 2018

یک پاره شعرم با ترجمه انگلیسی - گیل آوایی


فاجعه پایان ندارد دوست من انگار!
بودن نبودن
در فاصله طناب و  چارپایه است!
آن که خیره می نگرد
وامانده ایست بجان آمده
آن که می خندد
اندوهش را پنهان کرده است!
پیاله ای شاید
تو بخند
آوازش با من!
Tragedy seems endless Amigo!
To be or not to be,
in between rope and footstool!

The one who gapes!
 is helpless weary!
And the one who laughs,
Is who has hidden his sorrow!

A goblet perhaps!
You
The laughing!
And me
The song!

Thursday, October 25, 2018

منتشر شد: اپرانامه رومئو و جولیت/ ترجمه فارسی: گیل آوایی



اپرانامه رومئو و جولیت
اپرا اثر چارلز گونو Charles Gounod
اپرانامه به زبان انگلیسی از جوزف آلن Joseph Allen
ترجمه فارسی: گیل آوایی
شابک: 9789490839116 :ISBN


Friday, June 29, 2018

منتشر شد:دو داستان از دو نویسنده> الیس مونرو / سلمان رشدی - ترجمه فارسی: گیل آوایی

دو داستان از دو نویسنده
الیس مونروAlice Munro-سلمان رشدی Salman Rushdie
ترجمه فارسی: گیل آوایی


پیشگفتار:
یکی از گریزهای من پناه بردن به نوشتن است. گریزهایی که در این روزگارِ ما، کم هم نیستند. گاه به تنهاییِ خودم پرتاب می شوم، گاه به تاسیانگی در غربتی که خواسته و ناخواسته گرفتارش شده ام.
فکر می کنم کسی نیست که با قلمِ خودش دوست شده باشد و نوشته هایی گاه و بی گاه نداشته باشد. و همین نوشته های گاه و بی گاه، گاهی چنان جمع می شوند که برخوردِ با آنها بجز مواقع اتفاقی، ممکن نیست.
داستان " جهان پناه" از سلمان رشدی را ترجمه کرده بودم اما داستان کوری  نیمه تمام میان کارهای منتظرِ اقدام!، مانده بود. همچون بایگانیِ در جریان، در ادارۀ بروکراتیکی که به تیر غیب دچار شده باشد! به هر روی برخوردِ با آنها هنگامی که دنبال کاری می گشتم سبب شد هر دو  داستان را دوباره به دست بگیرم و تمامشان کنم. دلیل آن هم فقط این بود که حیفم آمد آن همه زحمتم به هدر رود.
هر چه بود ترجمۀ هر دو داستان را به آخر رساندم و این شد که می خوانید.
اما بگویم که در این ترجمه نیز تمام زیرنویسیها از من است. متن انگلیسیِ داستانها را هم در پیِ هر کدام آورده ام تا هم امکان مقایسۀ متنهای فارسی/ انگلیسی امکانپذیر باشد و هم برای خوانندگانِ علاقمند به زبان انگلیسی مورد استفاده قرار بگیرد. 


با مهر و احترام

گیل آوایی
سه شنبه ۵ تير ۱۳۹۷ - ۲۶ ژوين ۲۰۱۸
هلند


Monday, June 25, 2018

همیشه یک وقتی هست- گیل آوایی



همیشه
یک وقتی هست
که حس می کنی همه رفته اند
هیچ کس نمانده است
حتی خودت!
و پرنده ای که پیِ دانه می آمد هر روز!
Always
There's a moment 
That you feel all are gone
No one's left
Even yourself!
And
The bird who came along
every day!

Tuesday, May 08, 2018

من اشتباه می کنم، پس هستم! - گیل آوایی


رنه دکارت گفت: من می اندیشم، پس هستم
من می گویم: من اشتباه می کنم، پس هستم!
Descartes said: " I think, therefore I am"
I say: I make MISTAKE, therefore I am!

Tuesday, April 17, 2018

آوازهای اپرای دون جئووانی اثر ولفگانگ آمادیوس موتزارت - ترجمه فارسی: گیل آوایی

آوازهای اپرای دون جئووانی
اثر ولفگانگ آمادیوس موتزارت
کتاب آوازهای اُپرا ( ایتالیایی و انگلیسی):
> ایتالیایی: لورِنزو دا پونته Lorenzo Da Ponte
> انگلیسی: ویلیام ماری-William Murray
ترجمه فارسی: گیل آوایی
یک اشاره:

 گفتن از موسیقی، کاری سترگ و دشوار است که نیاز به آگاهیهای گسترده و ژرف از این زیباترین نمادِ هستی دارد.  و من در صادقانه ترین بیان آن باید بگویم هیچ نمی دانم و هر چه می کوشم ناشی از عشقِ من به موسیقی ست.
یادم است سالها پیش( 1994-1995) تصمیم گرفته بودم هر چه که در رابطه با موسیقی ایران در کتابخانۀ شهر لاهه هلند بود جمع آوری و به فارسی ترجمه کنم. این کار را بیش از شش ماه ادامه دادم و رسیدم به مرحله ای که نیاز به منابع ایرانی داشتم تا آنچه که ترجمه کرده بودم را کاملتر کنم. کتابهایی که سفارش داده بودم یکی از آنها رساله ای بود که در مورد موسیقی نوشته شده بود. با خواندنِ آن، هر چه که جمع آوری کرده و دستنویس کرده بودم، نه تنها ناچیز که بیهوده بنظرم رسید و کنار گذاشتم به بیانی دیگر هر چه رشته بودم، پنبه شد!
از همین نگاه است که در برابر همۀ فرهیختگانِ هنر و موسیقی ایرانی سر تعظیم فرود می آورم و تلاشهایشان را به سهم خود ارج می نهم. براستی چه تلاشهایی که نشده و چه سختیها و محرومیتها و حتی سرکوبهایی را تحمل نکرده اند! موسیقی ایرانی مدیونِ همۀ این فرهیختگان است و خوشا بودنشان و آثارشان که شناخت شکوه و پایایی موسیقی ایرانی مدیون آنان است.
و اما بگویم که پیش از این اپرای " کارمینا بورانا" اثر کارل اورف را به فارسی ترجمه و منتشر کردم و این بار اپرای دون جئووانی اثر ماندگار موتزارت را به فارسی ترجمه کرده ام. هر دو ترجمه ناشی از خاطرات من است که با این دو اثر داشته ام. در موردِ ترجمۀ کارمینا بورانا، طیِ پیشگفتاری بر آن ترجمه، توضیح داده ام اما در مورد اپرای دون جئووانی ماجرا چنین است که بهارِ 1990 یا 1991 بود که به دعوت دوست ارجمندم آقای دکتر آیلکو رودولف کوپس[1] به دیدنِ اپرای " دون جئووانی " در روتردام رفتم. اولین بار بود که اجرای زندۀ یک اپرا را می دیدم. تنها چیزی که گاه حسی در من می انگیخت، قطعاتی از موسیقی و گاه آواز بود اما از معنی آوازها هیچ نمی فهمیدم. شوربختانه متنی از آوازها در دست نبود و فقط شرحی از اجرای برنامه و زمان آن و نیز نام هنرمندانی که در آن نقش داشتند، بشکل راهنما یا بروشورِ برنامه، داده بودند. از آن تاریخ همیشه پاره ای از آواز بسیار دلنشین زنی در یادِ من مانده بود که بعدها فهمیده بودم نقش "دونا انا" را داشت. چندی پیش همین اپرا را می شنیدم که تصمیم گرفتم معنی آوازها، چند و چون آن را بخوانم تا درک بهتر و ملموس تری از این اپرا داشته باشم. در اینترنت گشتم و متن کامل سروده ها یا آوازهای دون جئووانی را یافتم. این سروده ها به دو زبان ایتالیایی و انگلیسی بود.  متن ایتالیایی اثر لورنزو دا پونته و متن انگلیسی آن از ویلیام مارِی، که خواندنِ سرسریِ آن مرا به ترجمۀ کاملش کشاند و این شد که می خوانید.
و اما بگویم که متن فارسی اپرای دون جئووانی را هم  با متنهای ایتالیایی و انگلیسی آورده ام تا هم امکان انطباق و مقایسه فراهم باشد و هم اینکه اگر برای اجرای فارسیِ دون جئووانی مورد استفاده قرار می گیرد، بشود آن را برای چنان اجرایی با توجه به محدودیتها یا حتی گستردگیِ آوازی در موسیقی ایرانی، تنظیم نمود. تمامی زیرنویسیها از من است. با خواندنِ این ترجمه فارسی می توان درکِ درست و کاملی از سروده های اپرای دون جئووانی داشت که امیدوارم مورد استفادۀ علاقمندان فارسی زبان قرار بگیرد.
در اینجا یادآور شوم که ترجمۀ فارسیِ اپرای دون جئووانی را به دوست ارجمندم آقای دکتر آیلکو رودولف کوپس پیشکش می کنم. باشد که یادگار بماند.


با مهر و احترام

گیل آوایی
شنبه ۲۵ فروردين ۱۳۹۷ - ۱۴ آپريل ۲۰۱۸
.