Thursday, March 06, 2014

فیلومنا- فیلمنامه با ترجمه فارسی منتشر شد - گیل آوایی



فیلومنا Philomena- فیلمنامه
اثر استیو کوگان Steve Coogan و جف پاپ Jeff Pope
براساس کتابی از مارتین سیکس اسمیت Martin Sixsmith
برگردان فارسی: گیل آوایی 

پیشگفتار

در یکی از روزهای زمستانی امسال (2014)  که در هلند از زمستانی بودن فقط اسمش را یدک می کشید!، برای شنیدن اخبار، تلویزیون را روشن کردم اما تلویزیون روی کانال سی ان ان بود و دیدنِ خانم کریستین امانپور توجهم را جلب کرد و کمی گوش دادم دیدم با یک بازیگر و نویسنده بریتانیایی، آقای استیو کوگان مصاحبه می کند. کمی که از این گفتگو گذشت، کنجکاو شدم بیشتر بدانم اینکه فیلومنا و ماجرای پنجاه سال رازداری در عین جستجوی یک مادر برای یافتن فرزندش، چیست. در جستجوی اینترنتی از جمله سامانه های فارسی در اینترنت به موارد فراوان نقد و شناسه هایی از این فیلم و بازیگران و جوایزش برخوردم ولی از خودِ فیلمنامه به فارسی خبری نبود. با کمی جستجوی بیشتر در سایتهای انگلیسی زبان،  به فیلمنامه فیلومنا دست یافتم که با فورمات پی دی اف منتشر شده بود و هیچ شرط و ممنوعیتی هم برای پیاده کردن و داشتن در آن نبود. آن را برگرفتم و به فارسی برگرداندم.
پیشتر فیلمنامۀ " آخرین وسوسۀ مسیح " شاهکار کازانتزاکیس را به فارسی برگردانده بودم و جنبه هایی از مسیحیت و ماجراهایش در ذهن من بود و هنوز تازگی داشت بویژه از نگاه چرایی و چگونگی و بسیاری نکات آگاه گرانه که خوش به حالم کرده بود از اینکه آن را به فارسی برگردانده بودم و اما ماجرای فیلومنا، حال و هوای دیگری داشت. مادری که خود به کلیسا پناه برده بود، فرزندش نه تنها از او گرفته شده بلکه فروخته شده بود و پنجاه سال پنهانکاری و محرومیت مادر و فرزند ازیک دیگر، تراژدی اندوهباری را می نمایاند که انسان تا کجا می تواند قربانی شود و حتی قربانی بگیرد. هر چه بود آن را به فارسی برگرداندم و این شد که در اختیار دارید.
شناسه هایی در رابطه با این فیلم را از ویکیپدیای انگلیسی برگرفته ام که شاید برای شما خواننده گرامی جالب باشد. فشرده ای از این شناسه ها به قرار زیر است:
فیلومنا، یک فیلم درامای بریتانیایی-فرانسوی-امریکایی به کارگردانی استفن فیرز[1] است که بر اساس کتابی بنام کودک گم شدۀ فیلومنا لی از سیکس اسمیت روزنامه نگار ساخته شده است.
استیو کوگان و جف پاپ فیلمنامۀ فیلومنا را نوشته  اند.  جودی دنچ و استیو کوگان نقش نخست این فیلم را باز کرده اند.
موضوع داستان ماجرای حقیقی فیلومناست که پنجاه سال در جستجوی پسر خود بوده است.
این فیلم چندین جایزه بین المللی را از آن خود نمود. کوگان و جف پاپ بهترین جایزه برای فیلمنامه را پس از اکران فیلم در هفتادمین جشنواره فیلم ونیز دریافت نمودند.
جایزه جشنواره بین المللی تورنتو در سال 2013  برای انتخابِ مردمیِ این فیلم، به آن تعلق گرفت. فیلومنا در چهار زمینه جوایز آکادمی از جمله بهترین فیلم، بهترین بازیگر زن و داشتن چهار جایزه بافتا[2] و سه جایزه گلدن گلوب  در سال 2014 نامزد دریافت جایزه اسکار شد.
بازیگران فیلم عبارتند از:

جودی دینچ[3] در نقش فیلومنا لی
سوفی کندی کلارک[4] در نقش فیلومنای جوان
استیو کوگان[5] در نقش مارتین سیسک اسمیت
باربارا جفورد[6] در نقش خواهر هیلدگارد
کیت فیلتوود[7] در نقش خواهر هیلدگارد جوان

میر وینینگهام[1] در نقش ماری هس
میشل فیرلی[2] در نقش سالی میچل
روث مک کیب[3] در نقش مادر باربارا
انا ماکس ول مارتین[4] در نقش جین
پیتر هرمن[5] در نقش پیت اولسن
سیمون لاهبیب[6] در نقش کیت سیکس اسمیت
امی مک آلیستر[7] در نقش خواهر انونسیاتا
کاتی بلتون[8] در نقش خواهر کلیر
ومی موساکو[9] در نقش راهبه جوان
شان ماهون[10] در نقش مایکل هس
 
با مهر و احترام
گیل آوایی
5مارس2014/14اسفند1392 /هلند

[1] Mare Winningham
[2] Michelle Fairley
[3] Ruth McCabe
[4] Anna Maxwell Martin
[5] Peter Hermann
[6] Simone Lahbib
[7] Amy McAllister
[8] Cathy Belton
[9] Wunmi Mosaku
[10] Sean Mahon

[1] Stephen Frears
[2] The British Academy of Film and Television Arts اکادمی بریتانیا برای هنرهای فیلم و تلویزیون
[3] Judi Dench
[4] Sophie Kennedy Clark
[5] Steve Coogan
[6] Barbara Jefford
[7] Kate Fleetwood
 

Saturday, January 04, 2014

آگهی برای دوستان، یاران و خوانندگانی گرامی - گیل آوایی



آگهی
دوستان، یاران و خوانندگان گرامی

 پیرو تماسهای برخی از خوانندگان گرامی کتابهایم، به آگاهی تان برسانم که کلیه آثارم از جمله  کتابهایم را  بطور رایگان  در اینترنت منتشر و در دسترستان قرار می دهم. از اینرو هر گونه استفاده تجاری از هر نگاه، برخلاف خواسته و بدون اجازه و حتی بدونِ آگاهی من است.

با احترام
گیل آوایی

Sunday, December 29, 2013

ترجمۀ فارسیِ " آخرین وسوسۀ مسیح " اثر پال شریدر، منتشر شد - گیل آوایی

انتشار ترجمۀ فارسی این فیلمنامه همزمان شده است با هفتادمین زادروز نسیم خاکسار و نیز آغازسال نوی میلادی!
 به نسیم جان خاکسار پیشکش کرده ام! برای دانلودِ این کتاب همینجا کلیک کنید. 

Thursday, December 12, 2013

فیلمنامۀ " نیکسون" به زبان فارسی - گیل آوایی



پیشگفتار:
نیکسون، فیلمی از آغاز و انجام ریچارد نیکسون، سی و هفتمین رئیس جمهور ایالات متحدۀ امریکاست. دلایلی این فیلم و نیز فیلمنامه را از ویژگی حساسی برخوردار می کند که می توان شخصیت مرموز، نژادپرستانه، اریستوکراتیکِ کاذب و مافیایی ریچارد نیکسون از یک سو و بحرانها و شرایط سیاسی دوره ای که وی به ریاست جمهوری رسیده است، از جملۀ این دلایل دانست.
شرایط پیچیده سیاسی دهۀ شصت و هفتاد در امریکا که ناگزیریِ همسویی آن با تحولات غرب مبنی بر دوری از نژاد پرستی و برابریهای سیاسی/اجتماعی و نیز تقابل اردوی سرمایه با اردوی کار، و شورشها و اعتراضاتِ برابری طلبانۀ سوسیالیسم و اوج گیری جنبشهای انقلابی از جمله جنگ در خاور دور( ویتنام)، دوران ریاست جمهوری نیکسون و شخصیت مرموز خودِ او و نیز نقشی که در این تحولات ایفاء کرده است، به اهمیت درک و شناختِ این دوره از ریاست جمهوری و آنچه که شخص ریچارد نیکسون بوده، می افزاید.
پیش از پرداختن به چگونگیِ ترجمۀ فارسی این فیلمنامه، توجه شما خوانندۀ گرامی را به برخی از شناسه های فیلمِ "نیکسون" جلب می کنم:
بازیگران فیلم عبارتند است:
تی جی والش J. T. Walsh                                 در نقش   جان اهرلیشمن
پل سوروینو Paul Sorvino                  "          هنری کیسینجر
پاور بوث Powers Boothe                   "           آلکساندر هیگ
ئی جی مارشال E. G. Marshall                        "           جان میچل
دیوید پی مر David Paymer               "           ران زیگلر
دیوید هاید پیرس David Hyde Pierce    "           جان دین
کوین دان Kevin Dunn                     "           چارلز کولسن
ساول روبینِک Saul Rubinek               "        هربرت جی کلاین
فیوش فینکل Fyvush Finkel              "           موری چوتینر
تونی پلانا Tony Plana                      "           مانولو سانچز
جیمز کارن James Karen                   "           ویلیام پی راجرز
ریچارد فنسی Richard Fancy              "           ملوین لیرد
مری استینبرگن Mary Steenburgen       "   حنا میلهاوس نیکسون
تونی گلدوین Tony Goldwyn              "           هارولد نیکسون
تام باوئر   Tom Bower                          "       فرانسیس نیکسون
شان استون Sean Stone                     "           دونالد نیکسون
کوری کاریر Corey Carrier                 " نوجوانی ریچارد نیکسون
دیوید بری گری David Barry Gray       "   جوانی ریچارد نیکسون
اد هریس Ed Harris                         "           ئی هوارد هانت
جان دیل John Diehl                                   "       جی گوردون لیدی
رابرت بلتران Robert Beltran               "       فرانک استاجیس
باب هاسکینز Bob Hoskins                "           جی ادگار هوور
برایان بدفورد Brian Bedford               "           کلاید تولسون
مادلین کان Madeline Kahn               "           مارتا بیل میچل
ادوارد هرمان Edward Herrmann           "           نلسون راکفلر
دن هدایا             Dan Hedaya                         "           ترینی گونزالس
بِبه ربوزو Bebe Rebozo                     "           ریچارد هلمز
بریجیت ویلسون Bridgette Wilson        "           سندی
ریک یانگ Ric Young                      "           مائو تسه تونگ
بوریس سِلچین Boris Selchin             "           لئونید برژنف
لری هگمن Larry Hagman                 "           جک جونز

کارگردان: آلیور استون
تهیه کننده: دان هالستد/اریک هامبورگ/آلیور استون
نویسنده: استیفن جی ریول، کریستوفر ویلکینسون، آلیور استون
موسیقی:  جان ویلیامز
استودیو:  هالیوود پیکچرز / سینه گی پیکچرز
انتشار :  22 سپامبر 1995 امریکا
مدت فیلم:  192 دقیقه
لازم به توضیح است که افزون بر ساخت فیلم براساس فیلمنامه، تکه هایی نیز از فیلمهای مستند اد هاریس[1] و جیمز جوآنا گوینگ[2] از جمله مراسم تدفین ریچارد نیکسون که با حضور تمام روسای جمهور در قید حیات امریکا، جرالد فورد، جیمی کارتر، رونالد ریگان، جرج اچ دابلیو بوش و بیل کلیتون، بوده،  در این فیلم به کار رفته است.
فیلمنامۀ نیکسون توسط سه نفر یعنی استفن جی ریوِل، کریستوفر ویلکینسن ، آلیور استون نوشته شده است به عبارت دیگر از سه قلم یا نگارش برخوردار است. تفاوت هر سه نگارش در بخشهای مختلف، آنجایی که به دوره های مختلف مربوط می شود، کاملا مشهود است.
دیالوگهای این فیلمنامه یکی از دشوارترین بخشهای ترجمه بود بیشتر از این نگاه که نه تنها آوردنِ مترادف فارسی اش دشوار بوده بلکه گنجاندن آن در متن فارسی دشوارتر و وقت گیر تر می نمود. بسیاری از عبارات یا واژه های مصطلح در گفتگوهای عامیانه و روزمره با توجه به چگونگی آن در زبان فارسی، اصولاً نا همگون و ناخوانا می شد. اگر هم واژه های مصطلح فارسی را می شد آنگونه که در گفتگوهای عامیانه روزمره بکار می رود، بکار می بردم، بسیار هجو و نابجا می آمد.
از یکسو پرهیز از زبانی که زیبایش نمی یافتم و از سوی دیگر برخورد امانتدارانه با متن! برایم پارادوکسی بود که درگیر بودم و این هردو  خود ماجرایی ست که هفتادمن کاغذ در بیان آن پُر بیراه نیست! واژه ها و اصطلاحاتی مثل:
Asshole / Fuck / Cocksucker / Goddamn /You're fucking me / whining ass  / Son of a bitch. / chickenshit / shitting peach pits  /  sack of shit  …..
حتی:
Yawohl, mein fartenfuhrer
به زبان آلمانی در دیالوگها، مشکلی که در بالا به آن اشاره نموده ام را  شاید بهتر نشان دهد.
تمامی اینها را سعی کردم با جایگزینی مناسب به فارسی ترجمه کنم و نیز توضیحی بشکل زیرنویس در پایین صفحه بیاورم. گاه به نشانه ها و اشاره هایی بر خورده ام که در جای معنایی خود، در متن فارسی بی معنا می نمود! اینگونه موارد را هم در زیر نویس توضیح داده ام. سعی کرده ام آگاهی هایی در رابطه برخی از  اسامی و محلها و اشارات تاریخی/شناسه ای، در پای هر صفحه بنویسم که در مجموع  بیش از 290 زیرنویس  شده است.
یکی از برجسته ترین نکاتی که هنوز هم با هر ترجمه ذهنم را مشغول می دارد تفاوت فرهنگی و تاثیر آن در گسترش یا محدودیت زبان است. نکته ای که در یک فرهنگ، عادی و مگو نیست؛ ولی در فرهنگی دیگر نه فقط مگو بلکه حتی بی معنا ست. و یا برخی اصطلاحات و واژه ها در فرهنگی بسیار گویاست اما در فرهنگی دیگر نه تنها گویایی ندارد  بلکه برای بیان آن گاه باید چند خطی هم توضیح داد در حالیکه جای یک واژه، توضیحی را جایگزین نمودن، متن را به ناکجا می کشاند! چرا که هم باید زبان نگارشی نویسنده را در ترجمه حفظ نمود و هم از تاثیر نگارشی مترجم  در آن پرهیز کرد. و این خود کار ساده ای نیست.
به هر روی همۀ تلاشم را کرده ام متنی روان و کاملا قابل انطباق با متن اصلی بی آنکه روالی تحت الفظی یابد، بدست دهم. در بسیاری موارد بلحاظ دیالوگ بودن از یک سو و توضیحی ی گذرا از نگاه فیلمنامه ای و شناسه دادن به کارگردان یا فیلمساز از سوی دیگر، گاه جمله ناقص و حتی بدون فعل و فاعل که به اشاره ای با قید و صفت بسنده  شده، آمده است. این موارد را هم حتی الامکان کوشیده ام با انتقال معنایی و ترجمان آن، نگارشی قابل قبول بلحاظ دستوری، به متن دهم.
و اما
لازم به یاد آوری می دانم که تمامی کارهایم،از الف تا یای آن را خود بتنهایی انجام می دهم و تردیدی نیست که در متن یا ویرایش، نکته ای، شناسه ای و یا حتی اشتباهی در نگارش پیش بیاید که بیشتر ناشی از نبودِ نگاهی بیرون از نگاه من( ویرایش و ویراستاری) به کارهاست. بر این باروم که نگاه بیرونی همیشه از بسیاری از نارسایی ها جلوگیری می کند. اما برای من چنان امکانی نبوده یعنی دنبالش نبوده ام. از این رو چنانچه اشتباهی در کار  است، آن را در کنار بخشهای درست و تلاشی که کرده ام، ارزیابی کنید.
این فیلمنامه چهارمین فیلمنامه ای ست که به فارسی برگردانده ام. پیشتر فیلمنامه های " پلهای مدیسن کانتی" نوشتۀ ریچارد گری ونیز براساس رمانی به همین نام اثر رابرت جیمز والر، و فیلمنامۀ " نجواگر اسب نوشتۀ اریک راث با بازنگری ریچارد گری ونیز، و فیلمنامۀ "تمام مردان شاه" نوشتۀ رابرت راسن را به فارسی برگردانده ام. نکته ای که تا اینجای ترجمه های فیلمنامه ها دستگیرم شده این است که قلم و سبک کارِ ریچارد گری ونیز، متفاوت تر، هماهنگ تر با نگارشی خاص، واقعگرایانه و روان تر است. به باور این قلم "گری ونیز" در این زمینه یگانه می نماید.
لازم است این نکته را نیز یادآور شوم که برای مشخص شدن هر بند یا قسمت بویژه اسمها و آنجاهایی که در متن انگلیسی با حروف بزرگ مشسخص شده اند، را برجسته کنم تا معلوم باشد.
هر چه هست امیدوارم مورد استفاده خوانندگان فارسی زبان قرار گیرد. ترجمۀ فارسیِ این فیلمنامه را به روال همیشگی ام با متن اصلی ( انگلیسی) همراه کرده ام تا هم امکان انطباق و هم استفادۀ آن  بلحاظ آموزشی زبان و غیره برای علاقمندان، میسر باشد. تا چه پیش آید و چه در نظر افتد.

با مهر

گیل آوایی
هشتم دسامبر2013/ نهم آذرماه 1392
هلند


[1] Ed Harris
[2] Joanna Going
 

برای دانلودِ رایگانِ این کتاب همراه با متن انگلیسی - اینجا - کلیک کنید
.
در صورت تمایل به دانلودِ این کتاب بدون متن انگلیس - اینجا - کلیک کنید. 

Saturday, November 16, 2013

فیلمنامۀ " تمامِ مردانِ شاه" اثرِ رابرت راسن- ترجمۀ فارسی: گیل آوایی



این کتاب با فورمات پی دی اف منتشر شده است. برای دانلود آن از سایت داک استاک اینجا  و برای دانلود از سایت مدیا فایر اینجا کلیک کنید 

Tuesday, November 05, 2013

منتشر شد: سه داستان از دو نویسنده امریکایی: نیکول کراس و پال ثرو - گیل آوایی





یک اشاره برای ترجمه سه داستان از دو نویسنده امریکایی و دیگر ترجمه هایم
 ترجمه هر داستان یا مطلبی در این اندازه برایم چنان است گویی به کوه نوردی مانندم آماده برای کوه نوردی که در آغازِ راه، قله ای با راههای پر نشیب و فراز پیش رویش است. نگاه به آن و راه درازی که باید برود و به قله برسد انگار سنگینیِ یک کوه بر شانه هایش است که می تواند یا دست از کوه نوردی بکشد و از همانجا برگردد و یا راه بیافتد و برود.
ترجمۀ اولین کلمه، مانند اولین گام در راهِ رفتن به سمت قله است که برمی دارد. آرام آرام به نا همواریها و سنگلاخها و صخره های راه خو می کند و میانه های راه که رسید سوار بر ماجراست چونان تماشای چشم اندازی که لحظه به لحظه با هرگام پدیدار می شود. زبان نویسنده، چند وُ چونِ پرداختِ داستان و چرایی وُ به کجا انجامیدن، دستش می آید.
در پیچ وُ تاب این واژه به آن واژه، این  عبارت به آن عبارت از این صفحه به صفحه دیگر، به قله نزدیک و نزدیک تر می شود. گاه پا به سنگ می خورد و لختی ور رفتن با آن و فائق آمدن بر درد، می چزاندش اما شیرینی گذر از آن و رسیدن به آخرِ ماجرا، همه چیز را به خوش به حالیِ توانستن و تمامش کردن ختم می کند. گویی بر بلندای کوه رسیده و به آنچه که زیر پایش نقش می زند، می نگرد.
نمی دانم کوه نوردی کرده اید یا نه اما احساس بی مثالی به آدمی دست می دهد وقتی آخرین شیب، آخرین فاصلۀ با قله را آن لحظه که آدم نفسش به شمارش افتاده و آخرینهای رمقش را به کار می گیرد و می رسد به قله! گویی هیچ خستگی و از نفس افتادنی نبوده و آن همه جان کندن هم!
چنین احساسی از آغاز تا پایان هر ترجمه با من است. از همان تردیدِ ادامه دادن یا ندادن تا احساس رسیدن به پایانِ ترجمه و به تماشای آنچه شده است نشستن!
تردیدی نیست که هر ترجمه ای نقاط قوت و ضعف دارد و می تواند بگونۀ متفاوتی باشد. حتی کاستی هایی در هر ترجمه است که هرچه بیشتر بازخوانی و ویرایش شود پیراسته تر و شیوا تر و زیبا تر از آب در می آید. بویژه اگر نگاه دومی غیر از خودِ مترجم در بازخوانی و ویراستاری آن باشد اما در کارهایم همه چیز فقط و فقط از خود من است. نه نگاه دومی را داشته وُ دارم و نه امکان یاری به ویرایشی! و چنین است که در مورد ترجمه های من نیزشاید بیشتر از هر ترجمۀ متداول دیگری کاستیها و اشتباهات و غلطها و هرچه که با این معنا بگویید یا بنامیدش، باشد که باید بگویم ناشی از حال وُ هوای خودم است وقتی ترجمه ای را شروع می کنم و شتابی که برای تمام کردن وُ وقتی هم که تمام شده، در ارائۀ آن دارم. همین شتابزدگی شناسۀ عریانی به کاستی و امکان بهتر ودیگرگونه بودن ترجمه هایم را سبب می شود اما واقعیت این است که چنین خو و عادت و شیوه کارم را هیچ کاری نمی توانم بکنم شاید مصداق گویایی باشد آن مثل ما که " ترک عادت موجب مرض است!" و من دچارش هستم. هر چه هست با شور وُ حالی دست به کار ترجمه می زنم و با همه جان کندنها و وقت و نیرو گذاشتنها، پایان کار و شرح آنچه که در پیش درآمد این گفتار آورده ام، خوش به حالم می کند و باز دل به دریا زدنی دیگر و ترجمه ای تازه  وسوسه ام می دارد.
حسِ خوبی که عموما در پایان هر کار ترجمه ام  به من دست می دهد این است که شاید مفید و مورد استفاده قرار بگیرد.
تا کنون یعنی همین تاریخ، حدود بیست هزار بازدید فقط از صفحه کتابهایم دریک سایت اینترنتی یعنی داک استاک[1] شده و نزدیک شش هزار دانلود کتابهایم است و این آمار از صفحۀ اینترنتی ای که هیچ مطلب یا خبر دیگری جز عناوین و نشانی کتابهایم برای خواندن و دانلود در آن نیست، دلگرم کننده است.
به هر روی این مثل ما که "کار نیکو کردن از پر کردن است"، شاید در مورد کارهای ترجمه ای من نیز صدق کند!

اگرچه باید تاکید کنم که به هیچ وجه دنبال هیچ اسم و رسم و اتیکت و برچسبی نیستم. هر چه هست پرداختن به کاری ست که اگر علاقه به آن نگویم، وسوسه شاید نام گویایی باشد.
با مهر
گیل آوایی
نوامبر2013/ آبانماه 1392
هلند

این کتابها با فورمات پی دی اف منتشر شده اند.

برای دانلود دو داستان اثر نیکول کراس اینجا کلیک کنید

برای دانلودِ داستان اندی کوپیتاکو، اثر پال ثرو، اینجا کلیک کنید


[1] www.mediafire.com/#myfiles &  www.docstoc.com/profile/gilavaei

Monday, October 21, 2013

دو داستان از رابرت کو وِر: دختر سرهنگ و برای یک آبجو رفتن- ترجمه فارسی : گیل آوایی

یک اشاره کوتاه
دو داستان از رابرت کو ور را به فارسی برگردانده ام. این دو داستان بلحاظ نگارش متن و پرداخت داستانی جالب است. اگر چه از نگاه سبک یا ساختار نثر شباهت زیادی بین کو ور و میلهاوزر دیده ام که شش داستان از او را پیشتر به فارسی برگردانده و منتشر کرده ام. 
در اینجا نیز متن اصلی را بدنبالِ متن فارسی آورده ام شاید برای انطباق متون و نیز فراگیری زبان مفید باشد. تمامی زیرنویسی ها از من است. 
با مهر
گیل آوایی
هلند/22اکتبر2013

Friday, October 11, 2013

یاداشتی بر ترجمه داستانهایی از آلیس مونرو Alice Munro- گیل آوایی



جایزۀ نوبل ادبیات 2013 به الیس مونرو نویسنده نامدار کانادایی تعلق گرفت. به همین مناسبت نوشتار فوق برای شما خوانندگان گرامیِ وبلاگم منتشر کرده ام. این نوشتار بعنوان پیشگفتار در مجموعه ده داستان آمده است.
یاداشتی بر ترجمه داستانهایی از آلیس مونروAlice Munro
گیل آوایی
فوریه 2012/بهمن ماه 1390
یکی از وسوسه هایی که همیشه کار دستم داده است، همین ترجمه است. شاید پر بیراه نباشد اگر بگویم که تبِ ترجمۀ داستانهای آلیس مونرو پس از یک گپ تلفنی با یکی از دوستان خیلی عزیزم بجانم افتاد. ابتدا موضوع یک داستان مطرح بود و با گشتی در سایتهای انگلیسی زبان داستان کوتاه " ماسه Gravel" را ترجمه کردم اما چیزی در من هنوز تمام نشده بود مثل شعری که بیاید و تا تمام نشود، جان گرامی قرار ندارد! از اینرو دوباره چرخی در گستره ی جهان مجازی زدم و دوباره سر از سایت نیویورکر در آوردم، که داستان کوتاه " ماسه " را از آن برگرفته بودم. در بایگانی همین سایت هرچه داستان از آلیس مونرو که برای همه مجاز بود و می شد پیاده کرد، برگرفتم و آن شد که تا این لحظه درگیرش شدم.
در آغاز آشنایی با نیروی خلاق آلیس مونرو و چگونگی پرداخت داستان توسط او برایم بسیار جالب آمد. زبانی محاوره ای، روایتی با پردازش چیره دستانه ی ماجراها در داستان،  برجسته ترین نکته هایی بود که مرا با خود برد و ده داستان از این نویسنده را ترجمه کردم.
در همه داستانها حال و هوایی واقع گرایانه و انسانی، خواننده را به زیر و بم ِ ملموس زندگی انسان می کشاند با نگاهی موشکافانه در عین حال همه فهم و هیجان انگیز که وقتی خواندن یک داستان تمام شود، تا چندی به چرایی و آنچه که در داستان گذشته است، ذهن خواننده را با خود دارد.
داستان بلند " خرس به کوهستان آمد" که من نام " مواظب باش، او اینجاست عشق من" را برای آن از داخل متن داستان برگزیدم، یکی از کارهای زیبای آلیس مونرو در این ده داستان است. بنای نقد آن را ندارم اما آنچه که باید بر آن انگشت گذارم، چگونگی پرداخت این داستان است که می توان همین روال پرداخت را در دیگر داستانها نیز دید شاید به جرات بتوانم بگویم که همه ی کارهای او با چنین شیوه یا سبک پرداخت موضوعی و رویدادهای ماجرا در داستان است. تنها دو نکته ی تاریک به باور این قلم، در کل این داستانها وجود داشته که گاه پیوند زمانی بگونه ای هارمونیک و پیوسته نبوده است. جوری که از زمان حال ناگهان سر از زمان ماضی بعید و از زمان گذشته ساده، سر از آینده در گذشته ساده، در می آوری. اگر زبان روایتی آلیس مونرو در نظر گرفته نشود و نگارش سلیس داستانی بگونه ای که پیوندها با تسلسل هارمونیک زمان و مکان منظوروملاک قرار گیرد، بی هیچ تردیدی ناگزیز از گریز از اصل متن و افزودن زبان نگارشی از سوی مترجم خواهد بود که در گذرِ کار وقتی به آخر می رسد، از زبان اصلی متن نه تنها دور شده بلکه زبان نگارشی خود مترجم در متن اعمال شده است. و این خود مشکل بزرگی ست و نیز بحث امانتدارانه برخورد کردن در ترجمه برای انتقال آنچه که هست، پیش می اید. تردیدی نیست که برای بیان معنایی جمله یا کلمه یا اصطلاحی، گاه ناگزیر به شرح و وصف و افزودن بیانی به متن، هستی اما جدای از انتقال معنایی کلمه یا اصطلاح مشخصی در جایی معین از متن، اصل متن باید به همان شکلی که ساخت و پرداخت شده ترجمه گردد. و این، کار بسیار دشواری ست که هم نثری مفهوم به دست دهی و هم امانت دارانه برخورد کنی.
یکی دیگر از مشکلات، نامها و اصلاحات محلی یا بومی بوده اند که برگردان فارسی آن برایم بسیار وقت گیر بوده است مثلا جایی کهPeeping tom = کسی که از تماشای دزدکی معاشقه   دو نفر لذت می برد، آمده بود و برای چنین کسی در فارسی اسم یا اصطلاحی نیست و در فرهنگ لغتی نیز یافت نمی شود حتی در فرهنگ لغت های انلگیسی هم پیدا نمی شود و غیره.  اشاره به این موضوع از آن جهت است که کجایی گریز و افزودن شرح یا جمله ی جدای از متن را نشان دهم.
همانطور که اشاره اش رفت، داستانهای آلیس مونرو زبانی روایتی دارد و روایت به سبک و سیاق خود که پس و پیش متن به درک آن بخش از روایت داستان را میسر می کند و به هنگام خواندن حتی مکثی ناگزیر پیش می آید و برای درک آن به مرورِ خوانده ات می پردازی. گاه جابجایی یا تکرار بیش از حد ضمایر مشکل زا بوده، و حتی پرش از یک ماجرا برای افزودن بخش تازه ای به داستان بی آنکه پیوندی منطقی وضروری  در نظر گرفته شود، چیزی ست که شاید " سکته " داشتن آن بخش نامیدن، گویا باشد. و این، سبب پرداخت ارادی و مصنوعی در متن را با حال و هوای طبیعی و عینی ماجرا که تا آنجای داستان آمده است، به خواننده می دهد و فاصله ای از دو حس در خواندن داستان در پی دارد که اگر از آن پرهیز می شد، بهتر بود.
به هر روی گفتن از آلیس مونرو با آثار بسیار ارزشمندی که برجای گذاشته، چندان کار راحتی نیست و بدون شک شیوه پرداخت و ساخت داستان که از آلیس مونرو در اثارش بخوبی محسوس و ملموس است، یکی از نمونه های بسیار سودمند برای کسانی ست که دل به نوشتن و داستان پردازی دارند.
نکاتی که به آن اشاره رفت، به گاه خواندن داستان، شاید
بهتر پدیدار شود و خود در این یاداشت کوتاه نمونه از متن داستانها نیاورده ام تا خواننده خود به نوعی به کاوش بپردازد و به قضاوت بنشیند.
یادآور شوم که این قلم نه ادعای ترجمه و مترجمی دارد و نه اصولا دنبال هیچ تیتر یا اتیکتی است. این کار صرفا یک کار ذوقی و ناشی از عشق به ادبیات است. ناگفته نگذارم که سوژه ها، زبان نگارشی، حس و فکر و روح داستانهای ایرانی به مدد فرهیختگانمان بسیار بسیار فراتر ازاین نمونه هاست و برای جهان ادبیات بویژه داستان پردازی، حرفهای بسیاری برای گفتن دارند و من به هزار باره ستودمشان وقتی به کم و کیف کارهایی از این دست پرداخته ام.
با مهر و احترام
گیل آوایی
فوریه 2012/بهمن ماه 1390

Wednesday, October 02, 2013

چند شعر همراه با زندگینامۀ اینگرید یونکرIngrid Jonker، شاعر هلندی تبارِ افریقای جنوبی- برگردان فارسی: گیل آوایی


شعر زیبایی از اینگرید یونکر، شاعر افریقای جنوبی که نلسون ماندلا در مراسم سوگندش برای ریاست جمهوری در سال 1994 تماما خواند و این شاعر حساس و مترقی و انسانگرای افریقای جنوبی را ستود. این شعر معروفیت جهانی یافت. 
شعر کودک و چند شعر دیگر همراه با زندگینامۀ این شاعر در هنر و ادبیات پرس لیت با فورمات پی دی اف منتشر شده است. برای خواندن و دریافت آن به نشانی زیر مراجعه فرمایید.
  http://perslit.com/gilavaei_ingrid_jonker-poems-biography.pdf
با مهر
گیل آوایی
این کودک نمرده است
به کودکی که با تیر سربازان به سرش در نیانگا[1] کشته شد.

این کودک نمرده است، نه نمرده است!
این کودک مُشتش را در برابرمادرش بالا می برد
که فریاد می زند افریقا
بوی آزادی و علف
در جای جای قلب محاصره شده اش

این کودک دستش را دربرابر پدرش بالا می گیرد
در حماسۀ نسلهایی که
فریاد زدند افریقا
عطر عدالت و خون
در خیانهای غرور مسلح اش

این کودک نمرده است
نه در لانگا[2] نه در نیانگا
نه در اورلاندو[3] نه در شارپویل[4]
نه در پاسگاه پلیسِ فیلیپی[5]
جایی که دراز شده با گلوله ای در سرش

این کودک سایه سربازان است
آماده با توحشِ تفنگها و باطومها
این کودک در همۀ گردهمایی ها و قانونگذاریها حاضر است
این کودک از میان پنجره ها و درون قلبهای مادران نگاه می کند
این کودک که می خواست فقط در آفتاب نیانگا بازی کند همه جا هست
این کودک که مردی شده است به سراسر افریفا سفر می کند
این کودک که تنومند شده است به همۀ جهان سفر می کند

بی گذرنامه
 THE CHILD WHO WAS SHOT DEAD BY SOLDIERS IN NYANGA
The child is not dead
the child raises his fists against his mother
who screams Africa screams the smell
of freedom and heather
in the locations of the heart under siege

The child raises his fists against his father
in the march of the generations
who scream Africa scream the smell
of justice and blood
in the streets of his armed pride

The child is not dead
neither at Langa nor at Nyanga
nor at Orlando nor at Sharpeville
nor at the police station in Philippi
where he lies with a bullet in his head

The child is the shadow of the soldiers
on guard with guns saracens and batons
the child is present at all meetings and legislations
the child peeps through the windows of houses and into the hearts of mothers
the child who just wanted to play in the sun at Nyanga is everywhere
the child who became a man treks through all of Africa
the child who became a giant travels through the whole world
Without a pass



[1] NYANGA
[2] Langa
[3] Orlando
[4] Sharpeville
[5] Philippi

Tuesday, October 01, 2013

ده قاعده برای داستان نویسی از نگاه نویسندگان مختلف- ترجمه گیل آوایی



آنچه در این کتاب می خوانید، نظرات سی نویسندۀ انگلیسی زبان در رابطه با چرایی و چگونگیِ داستان نویسی ست که گاردین آن را در دو بخش منتشر کرده است. آن را به فارسی برگردانده ام با این نگاه که آشنایی با نظرات نویسندگان حرفه ایِ غیر فارسی زبان، می تواند برای دوستداران و علاقمندانِ به داستان و داستان نویسی مفید و حتی الهام بخش باشد. اینبار نیز به روال همیشگی ام متن انگلیسی را با ترجمه فارسی همراه کرده ام که هم امکان انطباق فراهم باشد و هم مورد استفادۀ احتمالیِ علاقمندان زبان انگلیسی قرار گیرد. اینکه چه از آب در آمده باشد، به شما خوانندگان گرامی وا می گذارم اگر چه ترجمه از سوی این قلم را بحساب وسوسه های هر ازگاهی ای بگذارید که مرا با خواندن متنی به ترجمۀ آن می کشاند وگرنه هیچ انگیزه وُ خواست وُ هدفی برای اسم وُ رسم وُ ترجمه وُ مترجمی یا هر اتیکت و عنوانی به این معنا در من نیست.

با مهر و احترام


گیل آوایی
gilavaei@gmail.com
دوشنبه ۸ مهر ۱۳۹۲ - ۳۰ سپتامبر ۲۰۱۳

این کتاب نیز با فورمات پی دی اف منتشر شده است.  برای دریافت ( دانلود) آن همینجا کلیک کنید.